چرا ریش گذاشتم؟

نوروز نود و دو بود که برای اولین بار اجازه دادم مو های صورتم برای بیش از سه روز رشد کنن! و قبل از تموم شدن تعطیلات با قیافه‌ی جدیدی رفتم دانشگاه…
نه ماه بعد، اتفاقا آخر ماه نوامبر برای اولین بار در اون سال دوباره کاملا صورتم رو شیو کردم…
قبل از این توو این وقت از سال روی اینستگرم و توییتر دائما هشتگ Movember# رو میدیدم. برام جالب بود بدونم چرا حرف اول نوامبر رو میم میزارن و زیر عکس های قبل و بعد از ریش داشتنشون هشتگ میکنن!؟
گوگل کردم…

موومبر یک واژه‌ی تکواژ چند وجهی است از Moustache به معنای سبیل و November ماه نوامبر
که فعالیتی خیرخواهانه‌ی سالانه در ماه نوامبر است…
مرد ها هر سال در این ماه به صورت نمادین سبیل می‌رویانند. این حرکت نمادین به منظور جمع آوری کمک مالی و افزایش آگاهی در مورد سلامت مردان انجام میشود
بیشتر در گمانه و ویکی‌پدیا انگلیسی

برام جالب بود از سال بعد به این کمپین بپیوندم و درباره‌اش با بقیه هم صحبت کنم؛ اما سبیل تنها که به من نمیومد!
تصمیم گرفتم قبل از نوامبر یه وقت از همون سال رو ریش بزارم… اما خوشبختانه یا متاسفانه مصادف شد با مد شدن ریش های بلند با مو های کم پشت!
سه ماه مداوم صورتم رو به جز خط دست نزدم… خیلی از خودم بدم نیومد و تصمیم گرفتم آبان نود و سه برای اولین بار نوامبر رو ریش بزارم و درباره‌اش با بقیه هم صحبت کنم…
ریش رو گذاشتم اما از صحبت کردن درباره‌اش با بقیه فقط به یه عکس روی اینستگرم گذاشتن بسنده کردم!

گذشت تا امسال…
از بعد از عید مشغله‌ام به قدری زیاد بود که شیو کردن صورت کاری عبث به نظر میرسید!
و وقتی سه ماه بعد صورتم رو تراشیدم، برای اولین بار سبیل گذاشتم از حدود پنج ماه قبل از نوامبر…

سه ماه بعد اون اتفاق بد افتاد و با اینکه بی‌خبر بودیم از ته ماجرا (و همچنان هستیم) تصمیم به گذاشتن ریش گرفتم…
قاعدتا باید چهل روز بعد میزدم و چهل روز بعد از دوم مهر شد دوازدهم آبان و دوازده آبان سه روز بعد از اولین روزی بود که تازه میبایست ریش و سبیل گذاشتن رو شروع میکردم برای کمپینی که بالاتر درباره‌اش صحبت کردم!

و امروز که روز آخر نوامبر هست و بیش از چهل روز هم از اون ماجرا گذشته، میتونم صورتم رو به دست ماشین ریش تراش بسپارم و بالاخره با قیافه‌ی اصلی خودم بین افرادی که هیچ شناختی ازم نداشتن و یه دفعه منو با این حجم از ریش دیدن حاضر بشم…

rishoo

من این روز ها این شکلیم. به روایت خواهرم

خودم مطلعم که نوشتن از همچین مسئله‌ی خصوصی‌ای روی وبلاگی عمومی کار خیلی جالبی نیست و همینطور میدونم ریش گذاشتن یا نذاشتن من چقدر برای بقیه میتونه بی‌اهمیت باشه
فقط خواستم درباره‌ی این حرکت مثبت اطلاع رسانی کرده باشم که اصولا اطلاع رسانی عمومی هم به تنهایی روی وبلاگی شخصی کار خیلی جالبی نیست…